پذیرایی فرنگی محققان مطالعات سرطان سینه

پذیرایی: فرنگی محققان مطالعات سرطان سینه رژیم غذایی سرطان سینه توت فرنگی تومور سرطانی

گت بلاگز اخبار حوادث دردسرهای مرد میانسال ایرانی مقیم امریکا ، از علاقه به دختر جوان کره ای

مرد ایرانی که از طریق شبکه دوستیابی با دختر کره‌ای آشنا شده است و ازدواج کرده بود، در کمتر از 20 ماه زندگی یکسان در کره جنوبی دو بار تا مرز طلاق پیش رفت و آخر ب

دردسرهای مرد میانسال ایرانی مقیم امریکا ، از علاقه به دختر جوان کره ای

عبارات مهم : ایران

مرد ایرانی که از طریق شبکه دوستیابی با دختر کره ای آشنا شده است و ازدواج کرده بود، در کمتر از 20 ماه زندگی یکسان در کره جنوبی دو بار تا مرز طلاق پیش رفت و آخر به کشور عزیزمان ایران آمد تا جهت هر لحظه از همسر خارجی اش جدا شود.

کشور عزیزمان ایران نوشت: مرد میانسال هنگامی که وارد شعبه 276 دادگاه خانواده شد به قاضی گفت:«من فرشید هستم و جهت طلاق آمده ام.»فرشید موهای جوگندمی داشت، لباس های مرتب و راحت ای پوشیده بود و آرام حرف می زد. قاضی «غلامرضا احمدی» با دیدن او سرش را از روی پرونده بلند کرد و گفت:«بله. قضیه چیست؟ انگار همسرتان هم دردادگاه حضور ندارد؟»

فرشید جواب داد: «همسرم اهل کره جنوبی است و حدود یک سالی است که از او خبر ندارم. در واقع به اینجا آمده ام تا بتوانم به طور رسمی و قانونی طلاقم را ثبت کنم.»

دردسرهای مرد میانسال ایرانی مقیم امریکا ، از علاقه به دختر جوان کره ای

چهارسال قبل

فرشید همان موقع به یاد روزی افتاد که خبر فوت پدرش را شنیده بود. نیمه شب یکی از روزهای سرد زمستان تلفن آپارتمانش در ایالت مینه سوتای امریکا به صدا درآمد. مادر پیرش تماس گرفته بود تا از فوت ناگهانی پدر مطلع اش کند. سه روز بعد هم فرشید به پایتخت کشور عزیزمان ایران رسید. جهت او پایتخت کشور عزیزمان ایران با پایتخت 30 سال پیش بسیار تفاوت داشت و به خاطر اینکه سال ها در امریکا تحصیل و کار کرده بود، حال و هوای وطن او را تحت تأثیر قرار داد و به همین علت در پایتخت کشور عزیزمان ایران ماند. او در این مدت بارها از اعضای فامیل شنید که «چرا تا به حال ازدواج نکرده ای؟» و با خودش فکر کرد شاید مورد نیاز باشد قبل از ورود به 50 سالگی ازدواج کند. با این حال عنوان تشکیل خانواده را جدی نگرفت تا اینکه به طور تصادفی ایمیلی از یک مرکز دوستیابی جهانی دریافت کرد و کنجکاوی اش باعث شد با یک دختر کره ای در سئول آشنا شود.

دختر جوان خودش را «یونگ»- به معنای ثابت قدم-معرفی کرده بود. دختری با خصوصیات فرهنگی مشرق زمین که فرشید فقط در کتاب ها راجع به ارزش خوانده بود و از تئوری های او راجع به ذن، فلسفه و فنگ شویی لذت می برد.

مرد ایرانی که از طریق شبکه دوستیابی با دختر کره‌ای آشنا شده است و ازدواج کرده بود، در کمتر از 20 ماه زندگی یکسان در کره جنوبی دو بار تا مرز طلاق پیش رفت و آخر ب

چت های نوشتاری آنها بزودی تبدیل به گفت و گوهای تصویری اینترنتی شد و فرشید احساس کرد جهت نخستین بار در زندگی عاشق شده است هست. یک سال بعد از آشنایی تصمیم گرفت تنها به سئول سفر کند و یونگ را از پدرش خواستگاری کند.

تحصیلات فرشید در رشته الکترونیک و مهربانی او و ثروت خانوادگی اش باعث شد خانواده یونگ به این خواستگار ایرانی روی خوش نشان دهند. یک ماه بعد از این سفر به کره جنوبی – یونگ و فرشید ابتدا در سفارت کشور عزیزمان ایران ازدواج خود را رسمی کردند و طبق رسوم شرقی ها فرشید هزینه جهیزیه و مراسم خوش حالی را که حدود 5000 دلار بود پرداخت و 2000 دلار طلا هم به پدر یونگ هدیه داد.

اما تنها چیزی که داماد ایرانی 48 ساله را زحمت می داد تنهایی و غربت بود. ولی به این دلخوش بود که همسرش را به پایتخت کشور عزیزمان ایران ببرد و مراسم خوش حالی مفصلی هم در وطنش بگیرد. زندگی آنها با وجود فاصله سنی 20 ساله مسئله چندانی نداشت. درآمدشان هم با راه اندازی یک کافه تریا در حاشیه شهر کافی بود. ولی چهار ماه بعد از شروع زندگی کم کم اختلاف های آنها شروع شد. یونگ بر این باور بود که فرشید تلاش کافی جهت اصلاح شرایط کارشان نمی کند و تازه داماد اعتقاد بود همسرش را بیش از حد مورد توجه قرار داده است.

دردسرهای مرد میانسال ایرانی مقیم امریکا ، از علاقه به دختر جوان کره ای

در آن روزها یونگ علی رغم قبل – که تلاش داشت صدای به هم خوردن ظرف ها هنگام شست و شو درنیاید – با کوچکترین اختلاف ظرف ها را به گوشه ای پرتاب می کرد و تلاش می کرد همسر ایرانی اش را سرزنش کند.

فرشید هم دلواپس از آینده زندگی یکسان و ناراحت از اینکه شغل خودش را رها کرده و به مستخدم کافه تبدیل شده است روز به روز افسرده تر می شد. تا اینکه یونگ او را به جدایی ترساندن کرد، با این حال فرشید با لجبازی تا دادگاه محلی او را همراهی کرد. ولی یونگ قول داد رفتارش را بهتر کند. زن کره ای نه تنها به قولش عمل نکرد، بلکه از همکاری در امور منزل هم سرباز زد و آنها یک بار دیگر تا دم در دادگاه رفتند. ولی به توصیه دوستان خانوادگی از جدایی دست کشیدند. در سومین مرحله اختلاف ارزش بود که فرشید به درد قفسه سینه مبتلا شد و احساس کرد ممکن است بزودی بمیرد. بنابراین وحشت از فوت در غربت باعث شد به کشور عزیزمان ایران بازگردد و در کشور خودش مراحل طلاق از همسرش را طی کند.

مرد ایرانی که از طریق شبکه دوستیابی با دختر کره‌ای آشنا شده است و ازدواج کرده بود، در کمتر از 20 ماه زندگی یکسان در کره جنوبی دو بار تا مرز طلاق پیش رفت و آخر ب

وقتی قاضی احمدی راجع به مدارک و نواقص پرونده از فرشید سؤال کرد، رشته افکار مرد میانسال پاره شد و از حال و هوای سئول به دادگاه خانواده در پایتخت کشور عزیزمان ایران پرتاب شد. قاضی تأکید می کرد که باید آگهی رسمی جهت جدایی در روزنامه سراسری منتشر و مدارک آن ضمیمه پرونده شود. در عین حال نظرات داور را هم بیاورد. سپس قاضی از فرشید پرسید:«راستی آیا دختری را در امریکا یا کشور عزیزمان ایران جهت ازدواج گزینش نکردید؟»

فرشید جواب داد:«من آنقدر سرگرم تحصیل و کار بودم که به زندگی یکسان فکر نمی کردم.

دردسرهای مرد میانسال ایرانی مقیم امریکا ، از علاقه به دختر جوان کره ای

در مینه سوتا و پایتخت کشور عزیزمان ایران آنقدر طلاق زیاد شده است بود که می ترسیدم زندگی یکسان تشکیل دهم، ولی در مورد یونگ واقعاً نمی دانم چطور عاشقش شدم. فکر می کردم با دخترهای ایرانی یا امریکایی تفاوت دارد. او اهل آرایش کردن و جراحی پلاستیک و این حرف ها نبود. او راجع به فلسفه ذن و روح حرف می زد. از فلسفه و کتاب و فرهنگ حرف می زد. ولی چه کنم که آداب و رسوم و فرهنگ ما به هم نمی خورد…»

واژه های کلیدی: ایران | زندگی | ازدواج | امریکا | ایرانی | دادگاه | خانواده | امریکایی

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : topsblog